از یک ویرایشگر کتاب هنری بپرسید

شما یک شخصیت خلاق هستید و روی یک ایده کتاب بسیار عالی قرار دارید. پس چگونه می توانید آن را از سر و جهان خود خارج کنید؟

از ویرایشگر Bridget Watson Payne که بیش از 10 سال به نویسندگان کمک کرده است ، بپرسید.

به نظر می رسد بسیاری از افراد مشهور در معاملات کتاب دست به دست می شوند. آیا شما باید مشهور باشید تا چیزی را به کتاب Chronicles اختصاص دهید؟

قطعا نه. البته برای برخی از پروژه های خاص ، داشتن یک "بستر" (که اساساً به معنای شناخته شدن کافی برای داشتن طرفداران و دنبال کننده هایی است که از قبل با آنها ارتباط برقرار کرده اید ، و چه کسی به کتاب شما علاقه مند خواهد بود) یک امتیاز عالی است. اما بسیاری از انواع دیگر کتاب وجود دارد که در آن همه چیز در مورد خاص بودن و جذابیت مطالب است - AKA کار شما. كتابهای طنز و فرهنگ پاپ نمونه بارز آن است. هنر ، تصویرگری و تدریس نیز می تواند باشد. اگر آنچه شما انجام می دهید بسیار شوخ یا هوشمندانه است ، یا مرده زرق و برق دار است ، یا فقط باعث می شود که من بگویم "بله! دقیقا! البته این باید یک کتاب باشد! " من نمی خواهم به سطح شهرت یا فقدان آن آویزان شوم. انواع مختلفی از پروژه ها وجود دارد - برخی از آنها نویسنده محور مبتنی بر سیستم عامل ، بعضی از آنها محور محتوا هستند - و هیچ چیز بهتر یا بدتری در این مورد وجود ندارد ، آنها فقط متفاوت هستند.

تعدادی از کتابهایی که Bridget ویرایش کرده است

عامل سلیقه شخصی شما در كتاب هایی كه برای توسعه انتخاب می كنید چقدر است؟

این یک روی حیله و تزویر است. من بیش از یک دهه است که این کار را انجام می دهم و بعضی روزها هنوز هم کار خود را انجام می دهم. مدت زمان زیادی طول کشید تا این حقیقت را درونی کنم که فقط به این دلیل که شخصاً عاشق چیزی هستم ، لزوماً به معنای مناسب بودن برای لیست Chronicle نیست. من مجبور نیستم که هر پروژه ای را که شخصاً دوست دارم در یک کتاب قرار دهم ، زیرا ما فقط می توانیم خیلی چیزها را بسازیم ، و همچنین من (مثل همه) جیب های عجیب و غریبی به سلیقه خودم دارم - چیزهایی که ممکن است فوق العاده باشم اما ممکن است بسیاری از افراد دیگر حفر نمی شوند ، یا شاید جایی برای مخاطبی باشد که ممکن است در آنجا باشند ، اما ما مطمئن نیستیم که چگونه به آنها برسیم. اگر من این پروژه ها را به عهده می گرفتم ، می دانستم که در بعضی از موارد ما خانه مناسبی برای آنها نیستیم ، من همه کارها را انجام می دادم ، به خصوص نویسندگان ، یک مشقت. با این وجود ، چیز دیگری برای گفتن به آگاهی از اینکه من خودم واقعاً مصرف کننده ایده آل برای یک پروژه خاص هستم ، وجود دارد - اگر من چیزی را دوست داشته باشم ، و بتوانم برای رسیدن به تعداد زیادی از افراد دیگر مانند من ، تصور کنم که آنها نیز آن را دوست خواهند داشت ، در این صورت است که سلیقه شخصی من واقعاً مفید خواهد بود. بنابراین واقعاً این سؤال به وجود می آید که به تدریج با گذر زمان آموختم تا قسمت هایی از سلیقه خود را که بسیار عجیب و غریب هستند و از قسمت هایی که برای مخاطبان گسترده تری قابل استفاده هستند ، تفکیک کنیم.

عجیب ترین پیشنهادی که شما دریافت کرده اید که در واقع تبدیل به یک کتاب یا محصول شده است چیست؟

این احتمالاً زندگی مخفی لباس زیر زنانه سوریه خواهد بود. این یک کتاب طراحی در مورد صنعت لباس زیر زنانه در سوریه است ، که شامل لباس زیر بود که روشن می شود ، موسیقی می نوازد ، و با انواع تزئینات شگفت انگیز آراسته می شود. این یکی از اولین کتابهایی بود که من تقریباً ده سال پیش وقتی شروع به انجام کارهای گرافیکی سرمقاله کردم ، دوباره برگشتم و عاشق این پروژه شدم - این نوع طراحی مد چقدر عجیب و شگفت آور بود. در گذشته ، من می گویم این قطعاً قبل از اینكه یاد بگیرم كاری را كه فقط در مورد آن صحبت می كردم انجام دهم - جدا كردن قسمت عجیب و غریب از سلیقه خودم از قسمت قابل استفاده تر. اما در این حالت ، سلام ، خوب کار کرد.

کتابهای Bridget بیشتر

من چندین بار به کتاب های Chronicle ارسال کرده ام اما هنوز هیچ کاری انجام نشده است. چگونه می توانم درباره اینکه چه چیزی باعث می شود پیشنهاد من قوی تر شود ، بازخورد صادقانه ای کسب کنم؟

در واقع چند سؤال مختلف وجود دارد که باید در اینجا مورد بررسی قرار دهیم. اولین چیزی که باید به آن فکر کنیم این است که نه هر پروژه ای که انجام می دهیم ، نه هر رابطه نویسنده / ناشری که داریم ، اولین باری بود که اولین چیزی را به ما تحمیل می کرد. من تعدادي از نويسندگان - هر دو بزرگوار - و بزرگترين ستاره هاي در حال رشد را ندارم - كه حدود نيم دوازده ایده را كه قبل از ناخنك كردن مطلبی كه كاملاً انجام داده بودند ، برای ما ارسال نکرده است ، ارسال کرده است. بنابراین تا حدی جواب فقط رشادت و پایداری است. یک ایده کار نمی کند؟ ایده دیگری ارائه دهید و یک ایده دیگر. نکته مهم در مورد داشتن یک فرد خلاق این است که (مانع از ایجاد خلاقیت - و ما یک کتاب برای کمک به غلبه بر آن ها داریم!) همیشه وجود دارد که بیشتر از آن بوجود می آید. فقط ادامه دهید!

البته بخش دوم این سؤال است که چگونه یک پیشنهاد کتاب را قوی تر کنیم. من یک پست وبلاگ دیگر دارم که پر از نکات و ترفندهایی است که می تواند در این زمینه به شما کمک کند. اما جنبه سوم سوال شما شاید جالب ترین از همه باشد - بخشی در مورد گرفتن بازخورد صادقانه.

ما به عنوان ویراستار سعی می کنیم تا حد ممکن صادق باشیم در هنگام نوشتن نامه های رد به مردمی درباره دلایلی که یک پروژه خاص برای ما کار نمی کند. اما ما یک تن از پیشنهادات را دریافت می کنیم و همیشه وقت نداریم تا سطح بازخورد های دقیقی را که مردم دوست دارند ارائه دهیم. هنگامی که شما در شرایطی واقعاً احساس اطمینان دارید که ایده ایده خوبی دارید ، اما با شک به این مسئله که پیشنهاد شما می تواند برخی از کارهای جدی را بکار ببندد ، توصیه می کنم با یک نماینده ادبی یا مشاور خلاق صحبت کنید. این کسی است که واقعاً می تواند وقت لازم را برای انجام یک شیرجه عمیق با شما در جوانب مثبت و منفی پیشنهاد شما بگذارد - چه چیزی کار می کند و چه چیزی می تواند بهبود یابد. در اینجا چند فارغ التحصیل Chronicle وجود دارد که می توانند به شما کمک کنند:

کدام یک از توصیه هایی که فکر می کنید بیشترین کمک را به کسانی که رویای انتشار دارند کمک می کند؟

از رد آن ناامید نشوید و شخصاً آن را نگیرید. تقریباً هر شخصی که دارای یک داستان موفقیت بزرگ است ، اگر صادق باشد ، ده‌ها داستان رد هم دارد. شاید تقریباً تا آنجا پیش بروم که می گویم تنها راه مطمئن برای گفتن "بله" در مورد هر چیزی (نه فقط پیشنهادات کتاب!) این است که ابتدا به چند باره گفته می شود "نه". من همیشه پروژه های بزرگ را رد می کنم - نه به این دلیل که آنها شایسته انتشار نیستند ، بلکه فقط به این دلیل که آنها مناسب کارهایی نیستند که Chronicle انجام می دهد. و من همیشه واقعاً امیدوارم که آن افراد نامه نزول من را بگیرند ، نه به عنوان یک سد راه و یا یک ناامیدی بزرگ ، بلکه به عنوان انگیزه - یا برای تحقیق بیشتر ناشران و یافتن خانه های ایده آل برای ایده های خود ، یا پختن ایده های جدید برای ارسال. برگرد نزد من. امیدوارم که آنها فکر کنند "من به او نشان خواهم داد!" و بعد امیدوارم که گریت ، سرسختی و آگاهی از اینکه اگرچه ، بله ، احتمالاً قلب و روح خود را در پروژه خود ریخته اید ، این قلب یا روح شما نیست که رد می شود. کاهش فقط یک تصمیم تجاری است و تأمل بر ارزش ذاتی پروژه یا خود شما نیست. آگاهی از آن ارزشمند است.