مصر باستان و رمز و راز گمشده فالوس

اتفاقی که برای اوریس رخ داد درباره خدایان و حتی بیشتر درباره ما می گوید

توسط تیم گهرینگ ، سردبیر مؤسسه هنری مینیاپولیس

حتی با توجه به معیارهای اسطوره ، آلت تناسلی اوزیریس با برخی از حماسه های حماسی روبرو شد. روزی همانطور که او بر مصر حکمرانی می کرد ، به همراه بقیه خدایان اوزیریس در آنجا بود. مورد بعدی از بین رفت ، زیرا Osiris توسط برادرش به قتل رسید و به معنای واقعی کلمه متلاشی شد - در 14 قطعه قطعه قطعه شده و در سراسر کشور پراکنده شد. همسر او ، داعش ، که خواهر او نیز بود ، همه قطعات را به جز یکی از بازیابی ها گرفت: آلت تناسلی مرد. این ماهی توسط ماهی در نیل خورده شده است.

در یک نمایشگاه جدید در موسسه هنری مینیاپولیس با عنوان "شهرهای غرق مصر" ، سرنوشت نهایی قسمتهای خصوصی اوزیریس به اندازه کافی روشن است. در غیاب اصلی ، داعش خود را بهم ریخته و بر روی بدن قیام شده اوسیریس - به اندازه کافی برای تصور هوروس ، وارث سرخپوش پادشاهی. شما می توانید کارهای او را در مورد "مومیایی ذرت" نفیس نمایش داده شده در نمایشگاه در داخل سارکوفگوس شاهین مشاهده کنید.

اما در بخش دیگری از نمایش ، جایی که دیوارها با نقاشی های داستان Osiris پوشانده شده است ، فتوس از دست رفته است. درعوض ، به نظر می رسد که یک سری خطوط موج دار از ناحیه تناسلی خدا سرچشمه می گیرند ، مانند قدرت جادویی یا نوعی عطر تاسف آور.

در واقع ، آلت تناسلی اوزیریس بار دیگر مورد حمله قرار گرفت ، اما این بار این عمل اسطوره ای نبود. تنها سؤالات این است که چه کسی این کار را کرده و چرا.

نقاشی در تاریخ نقشه های این نمایش ده ها سال پیش توسط یک تصویرگر فرانسوی ، برنارد لنتریک ، بر اساس حک شده های اصلی در مجموعه معابد مصر دندرا ، ساخته شده بین سالهای 125 قبل از میلاد و 60 قبل از میلاد ، در زمان حکومت یونان در مصر ساخته شده است. اینک یکی از بناهای باستانی حفظ شده در کشور است که به معنای دست نخورده بودن آن نیست. جای زخم از اسکنه در همه جا میان دیواره های دیواری وجود دارد ، صورت ، دست ، پا و سایر قسمت های بدن خدایان و مردم را از بین می برد - از جمله فالوئوس. وقتی لنتریک صحنه مورد نظر را جلب کرد ، از داعش (به شکل پرنده) که بر روی بدن تازه متولد شده اوریس در حال بالا آمدن بود ، او نیز این آسیب را کپی کرد.

وندالها احتمالاً مسیحیان قبطی بودند ، در بعضی از زمان های ناشناخته پس از آنکه مذهب مصر در دهه 400 میلادی سقوط کرد ، اما قبل از اینکه معبد کاملاً توسط شن و ماسه دفن شود - همانطور که قبل از شروع حفاری در سال 1898 بود. ممکن است راهبان مسیحی در آنجا زندگی می کردند. مجتمع معبد ، در بین خدایان دین که آنها نفهمیدند. (حتی کاهنان مصری ، در پایان ، احتمالاً دیگر هیچکدام از سلسله مراتب باستان را درک نکردند.) آنها نیازی به درک بتها نداشتند تا بدانند که با آنها چه باید بکنند - خدا در متون قدیمی عبری دستور داده است: "شما نخواهید شد هر نوع تصویر گورستان را به تو بسپار. "

نگاهی گذرا به یک نقاشی در نمایشگاه

شاید از تصاویر به سادگی اجتناب شود ، اما در آن روزها چندان ساده نبود. همانطور که یکی از محققان گفته است ، معابد انبوه مانند معبد دندرا هنوز ویژگی های برجسته کویر - "روح های چشم انداز" است. بهترین کار این بود که از طریق آنها سهم بگذارید. و گرچه به نظر می رسد کار روز کسل کننده ایستادن در بالای نردبان ، چکش زدن در فالی در یک محفظه تاریک ، حیرت زده احتمالاً نوعی عملکرد آیینی تقویت کننده است ، کامل با جادوها و خطبه ها. مسیحیان اولیه معتقد بودند كه این تصاویر توسط شیاطین ساكن بوده و از بین بردن آنها یك جنگ معنوی است - این تجمعات حتی ممكن است كمك كرده باشد ، مانند اخیراً با داعش ، اعضای جدیدی را به خدمت گرفت.

گفته می شود ، قارچ یک مورد خاص بود. در برخی معابد ، به نظر می رسد که آنها بجای تخریب ، به صورت سیستماتیک حک شده اند ، گویی که آنها را برداشت می کنند - احتمالاً به عنوان آجرودزیازیس. این ممکن است در پایان آیین کهن باشد ، هنگامی که معابد رو به زوال بودند اما هنوز توسط مؤمنین ، که خود را به خاكساریها یاری می كردند ، بازدید می كردند. در بعضی جاها ، آنها همه فالهای خدادادی را که می توانستند پیدا کنند ، به همراه فالای مردان فانی و حتی لباس هایی که می توانست برای یک فالوس اشتباه گرفت ، گرفتند.

اوریس پس از تجدید مجدد بدن و تجدید حیات ، سر و صورت خود را با لبخندی اندک در لحظه بیداری یا معاد بلند کرد. این مجسمه در نمایشگاه

محققان این آسیب ها را "معیار باروری" یا "معیار زائر" می نامند. در حقیقت ، این اختراع بود و توهین به آسیب اوزیس اضافه کرد. اما در نهایت ، مانند نمایشگاه در میا ، این آسیب ها حتی بیشتر به اوزیریس و قدرت جادویی وی توجه می کند. اگر فقط مسیحیان اولیه اسطوره قارهای پیرامونی اوزیریس را می دانستند ، که هنوز در مورد قاره ای که آنها نمی دانستند وجود داشته باشد ، هنوز بیش از هزاره بعد مورد بحث قرار می گرفت ، ممکن است به اندازه کافی خوب مانده باشند.